لغت نامه دهخدا
مشاجن. [ م َ ج ِ ] ( ع اِ ) این کلمه دو بار در الجماهر بیرونی چ هند ص 233 و 234 آمده و با توجه به معنی کلمه در ص 234: «هی الحجارة المشدودة علی أعمدة الجوازات المنصوبة علی الماء جاری للدق... و اذا اندق جوهر الذهب او انطحن غسل عن حجارته و...» چنین می نماید که مصحف «مساحن » جمع «مسحنة» است. و رجوع به همین کلمه شود.