مسیرواگردانی

مترادف‌ها

منحرف کردن، تغییر مسیر

متضادها

هم‌راستایی، همگرایی، ثبات

فرهنگستان زبان و ادب

{changeback} [مهندسی مخابرات] فرایند بازگرداندن شدآمد از مسیر فرعی به مسیر اصلی

ویکی واژه

فرایند بازگرداندن شدآمد از مسیر فرعی به مسیر اصلی.

جمله سازی با مسیرواگردانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 به دلیل بروز حادثه غیرمنتظره در جاده اصلی، پلیس مجبور شد برای جلوگیری از ترافیک سنگین، عملیات مسیرواگردانی را به سرعت انجام دهد.

💡 سیستم‌های جدید مسیریابی هوشمند با استفاده از داده‌های لحظه‌ای، قابلیت مسیرواگردانی خودکار را برای یافتن کوتاه‌ترین راه در ترافیک دارند.

💡 مدیران پروژه در جریان جلسه تصمیم گرفتند که با انجام یک مسیرواگردانی کوچک، هزینه‌های ناشی از اشتباهات قبلی را کاهش دهند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران