لغت نامه دهخدا
مستضاع. [ م ُ ت َ ] ( ع ص )نعت مفعولی از استضاعة. آنکه مالک زن و فرزند و جز آن می گردد. ( ناظم الاطباء ). تلف شده و ضایعشده و نیست و نابود شده. ( ناظم الاطباء ). رجوع به استضاعة شود.
مستضاع. [ م ُ ت َ ] ( ع ص )نعت مفعولی از استضاعة. آنکه مالک زن و فرزند و جز آن می گردد. ( ناظم الاطباء ). تلف شده و ضایعشده و نیست و نابود شده. ( ناظم الاطباء ). رجوع به استضاعة شود.