مزارگاه
مترادفها
آرامگاه، مزار، مقبره، مرقد، زیارتگاه
لغت نامه دهخدا
مزارگاه. [ م َ ] ( اِ مرکب ) جای زیارت. زیارتگاه. رجوع به مزار و رجوع به زیارت شود.
فرهنگ فارسی
جای زیارت
آرامگاه، مزار، مقبره، مرقد، زیارتگاه
مزارگاه. [ م َ ] ( اِ مرکب ) جای زیارت. زیارتگاه. رجوع به مزار و رجوع به زیارت شود.
جای زیارت