محاذیر
مترادفها
ملاحظات، احتیاطها، پرهیزها
لغت نامه دهخدا
محاذیر. [ م َ ] ( ع اِ ) چیزهایی که از آنها حذر میکنند و میترسند وپرهیز میکنند. ( ناظم الاطباء ). رجوع به محذور شود.
فرهنگ فارسی
چیزهایی که از آنها پرهیز می کنند
جمله سازی با محاذیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پیش از ورود به هرگونه معامله تجاری پیچیده، باید تمام محاذیر و ریسکهای احتمالی که ممکن است سرمایه شما را به خطر بیندازد، بررسی شود.
💡 کارشناسان ایمنی بر این باورند که نادیده گرفتن محاذیر مربوط به کار در ارتفاع میتواند منجر به حوادث ناگوار و جبرانناپذیر در محیط کار شود.
💡 در برنامهریزیهای استراتژیک برای توسعه شهری، توجه به محاذیر زیستمحیطی از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است تا توازن طبیعت و محیط زیست حفظ گردد.