متهاون
مترادفها
سهلانگار، بیدقت، بیمبالات، غافل
متضادها
دقیق، مراقب، مسئولیتپذیر
لغت نامه دهخدا
متهاون. [ م ُ ت َ وِ ] ( ع ص ) سستی کننده. ( غیاث ) ( آنندراج ). کسی که حقیر می شمارد و غفلت می کند و سبک می گیرد. ( ناظم الاطباء ): عامی متعبد پیاده رفته است و عالم متهاون سواره خفته. ( گلستان ). به لهو و لعب مشغولند ودر ادای خدمت متهاون. ( گلستان ). و رجوع به تهاون شود. || خوار و حقیر داشته شده. ( غیاث ) ( آنندراج ). || غافل و بی خبر. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ معین
(مُ تَ وِ ) [ ع. ] (اِفا. ) کسی که در کاری سُستی کند.
فرهنگ عمید
کسی که در کاری سستی و تهاون کند، آن که امری را حقیر و سبک انگارد.
فرهنگ فارسی
(اسم ) سستی کننده در کار سهل انگار جمع: متهاونین.
جمله سازی با متهاون
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مدیر پروژه به دلیل رفتارهای متهاون خود در مدیریت بحرانهای پیشبینی شده، باعث شد که کل تیم دچار بینظمی شده و پروژههای شرکت با تأخیر بسیار زیادی مواجه شوند.
💡 بسیاری از کارمندان متهاون در رعایت اصول ایمنی و بهداشتی در محیط کار، ناخواسته باعث ایجاد خطرات جدی برای سلامت سایر همکاران خود در طول ساعات کاری شدهاند.
💡 اگر فردی در تصمیمگیریهای حیاتی زندگی خود متهاون عمل کند، ممکن است در آینده نزدیک با پیامدهای جبرانناپذیری روبرو شود که آرامش روانی او را از بین میبرد.