متعاوض
مترادفها
متقابل، عوضی، جبرانی
متضادها
یکطرفه
لغت نامه دهخدا
متعاوض. [ م ُ ت َ وِ ] ( ع ص ) پذیرنده عوض و بدل. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
پذیرنده عوض و بدل
متقابل، عوضی، جبرانی
یکطرفه
متعاوض. [ م ُ ت َ وِ ] ( ع ص ) پذیرنده عوض و بدل. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
پذیرنده عوض و بدل