مترضض
مترادفها
مردد، دوپهلو
متضادها
قاطع، مصمم
لغت نامه دهخدا
مترضض. [ م ُ ت َ رَض ْ ض ِ ] ( ع ص ) شکسته شده به شکل پارچه های گنده. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
مردد، دوپهلو
قاطع، مصمم
مترضض. [ م ُ ت َ رَض ْ ض ِ ] ( ع ص ) شکسته شده به شکل پارچه های گنده. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).