متحدث
مترادفها
گوینده، سخنگو، راوی
متضادها
ساکت، خاموش
لغت نامه دهخدا
متحدث. [ م ُ ت َ ح َدْ دِ ] ( ع ص ) سخن گوینده. ( آنندراج ). بیان کننده. ( ناظم الاطباء ):
شهری متحدثان حسنت
الا متحیران خاموش.سعدی.و رجوع به تحدث شود. || مورخ و راوی اخبار. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ). || هر چیزی که از نو پدید آید. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ). و رجوع به تحدث و ماده بعد شود.
متحدث. [ م ُ ت َ ح َدْ دَ ] ( ع اِ ) جای سخن گفتن. ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). موضع اجتماع مردمان برای گفتگو و سؤال و جواب. ( ناظم الاطباء ) ( از ذیل اقرب الموارد ). و رجوع به ماده قبل و تحدث شود.
جمله سازی با متحدث
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آن متحدث برجسته با استفاده از استدلالهای منطقی و کلامی پرقدرت توانست نگاه تمامی مخاطبان را به موضوعات بسیار پیچیده فلسفی و اخلاقی جلب کند.
💡 برای رسیدن به موفقیت در سخنرانیهای عمومی، یک متحدث ماهر باید بتواند با استفاده از لحن و بیان خود، ارتباط عمیقی با شنوندگان برقرار سازد.
💡 در جلسات علمی و تخصصی، متحدث اصلی باید با تسلط کامل بر موضوع، به تمامی پرسشهای احتمالی شرکتکنندگان با دقت و ظرافت پاسخ دهد.