لکه زدایی
مترادفها
پاکسازی، لکهبری
متضادها
لکه گرفتن، کثیف شدن
فرهنگستان زبان و ادب
{pickling smut} [خوردگی] زدودن لکه ها از سطح فلز پس از قطعه شویی
پاکسازی، لکهبری
لکه گرفتن، کثیف شدن
{pickling smut} [خوردگی] زدودن لکه ها از سطح فلز پس از قطعه شویی