لغت نامه دهخدا
لعوق خیارشنبر. [ ل َ ق ِ شَم ْ ب َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) مغز فلوس در آب خیس کرده و صافی آن رابا روغن بادام و شکر طبرزد به آتش به قوام آورده.
لعوق خیارشنبر. [ ل َ ق ِ شَم ْ ب َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) مغز فلوس در آب خیس کرده و صافی آن رابا روغن بادام و شکر طبرزد به آتش به قوام آورده.
مغز فلوس در آب خیس کرده و صافی و آن را با روغن بادام و شکر طبرزد باتش بقوام آورده.