قصائم

کلمه‌ی «قصائم» در فارسی جمع کلمه‌ی «قصیمه» است و به معنای جماعت درختان غضا که نزدیک و متراکم به یکدیگر رشد کرده‌اند، می‌باشد. این اصطلاح معمولاً در توصیف جنگل‌ها یا مناطق پوشیده از درختان بزرگ به کار می‌رود و نشان‌دهنده تراکم و نزدیکی درختان است. یکی از درختان معروف در این گروه، درخت بزرگی از نوع اثل یا درخت شور گز است که در منابع قدیمی به آن «غضاة» نیز گفته شده است. چوب این درختان بسیار سخت و محکم است و همین سختی باعث می‌شود زغال حاصل از آن دوام و کیفیت بالایی داشته باشد. آتش این چوب به خوبی می‌سوزد و شعله آن طولانی مدت باقی می‌ماند و خاموش نمی‌شود. در منابع سنتی و ادبی، قصائم به عنوان نمونه‌ای از جنگل‌های متراکم و منابع چوبی با کیفیت بالا ذکر شده‌اند. این واژه بیشتر در متون قدیمی و جغرافیایی دیده می‌شود و در مکالمات روزمره کمتر استفاده می‌شود. هم‌معنی‌های آن شامل درختستان متراکم، جنگل کوچک و مجموعه درختان نزدیک به هم است.

لغت نامه دهخدا

قصائم. [ق َ ءِ ] ( ع اِ ) ج ِ قصیمة. ( اقرب الموارد ). || جج ِ قصیمة. ( منتهی الارب ). رجوع به قصیمة شود.
قصائم. [ ق َ ءِ ] ( اِخ ) موضعی است. ( منتهی الارب ).