فیاور

لغت نامه دهخدا

فیاور. [ ف َ وَ ] ( اِ ) فیاوار. ( برهان ). رجوع به فیاوار و فیار شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) شغل کار پیشه: مهر ایشان بود فیاوارم - غمتان من بهر دو ( غمشان من بمهر ) بگسارم.