لغت نامه دهخدا
فراهمه. [ ف َ هََ م َ / م ِ ]( اِمص ) نیکوروی و مودت. ( آنندراج از مؤید الفضلاء ).ظاهراً مصحف فراهیة یا فراهة است به معنی «نیکورو شدن ستور یعنی تیزرونده شدن او». رجوع به فراهة شود.
فراهمه. [ ف َ هََ م َ / م ِ ]( اِمص ) نیکوروی و مودت. ( آنندراج از مؤید الفضلاء ).ظاهراً مصحف فراهیة یا فراهة است به معنی «نیکورو شدن ستور یعنی تیزرونده شدن او». رجوع به فراهة شود.
{verticillaster} [زیست شناسی- علوم گیاهی] گل آذینی فرعی با محور مرکزی نامشخص که از گرزن های متقابل جانبی بدون پایک تشکیل شده است به طوری که گل های آن متراکم به نظر می رسند
گلآذینی فرعی با محور مرکزی نامشخص که از گرزنهای متقابل جانبی بدون پایک تشکیل شده است بهطوریکه گلهای آن متراکم به نظر میرسند.