فرائیم

لغت نامه دهخدا

فرائیم. [ ف َ ] ( اِخ ) فرزند یوسف بن یعقوب. ( یادداشت بخط مؤلف ):
به جایش فرائیم فرخ نشست
به عدل و سخا پیش بگشاد دست.شمسی ( یوسف و زلیخا ).در مأخذ دیگری دیده نشد. شاید اصل کلمه مصحف «ابراهیم » باشد.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم
گوت
گوت
الم
الم
تزویر
تزویر
فال امروز
فال امروز