فاصلۀ گذر مقرر
مترادفها
بازه زمانی مشخص
فرهنگستان زبان و ادب
{policy headway} [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] فاصلۀ گذر ازپیش تعیین شده که به تناسب ظرفیت نسبت به تقاضا بستگی ندارد
جمله سازی با فاصلۀ گذر مقرر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 طبق دستورالعملهای ایمنی در کارخانجات، تمامی اپراتورها موظف هستند فاصلۀ گذر مقرر را هنگام حرکت تجهیزات سنگین در راهروهای اصلی رعایت نمایند.
💡 مهندسان برای جلوگیری از برخورد قطعات در حال حرکت، فاصلۀ گذر مقرر را بر اساس سرعت و جرم اجزاء در نقشههای مهندسی لحاظ کردند.
💡 در قوانین ترافیکی، رعایت فاصلۀ گذر مقرر بین خودروها در هنگام عبور از تونلهای باریک برای حفظ ایمنی عمومی مسافران بسیار تأکید شده است.