غالب گردیدن

لغت نامه دهخدا

غالب گردیدن. [ ل ِ گ َ دی دَ ] ( مص مرکب ) چیره شدن. مسلط گشتن. سیطرة.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) غلبه کردن پیروز شدن: مسلط گشتن: اگر جاهلی بر زبان آوری و شوخی غالب آمد عجب نیست. یا غالب آمدن برکسی. چیره شدن بر او: ماهی بر او غالب آمد و دام از دستش بربود. یا غالب آمدن در امری. چیره شدن در آن بر کسی: عفص غالب آمدن در کشتی و سست گردانیدن طرف.

دالین یعنی چه؟
دالین یعنی چه؟
غندجان یعنی چه؟
غندجان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز