غالب گردانیدن
مترادفها
چیره کردن، مسلط کردن، غلبه دادن، برتری دادن
متضادها
مغلوب کردن، شکست دادن
لغت نامه دهخدا
غالب گردانیدن. [ل ِ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) اظهار. ( ترجمان القرآن ) ( تاج المصادر بیهقی ). آشکار کردن. ادالة. ( منتهی الارب ).
چیره کردن، مسلط کردن، غلبه دادن، برتری دادن
مغلوب کردن، شکست دادن
غالب گردانیدن. [ل ِ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) اظهار. ( ترجمان القرآن ) ( تاج المصادر بیهقی ). آشکار کردن. ادالة. ( منتهی الارب ).