عجیه

لغت نامه دهخدا

( عجیة ) عجیة. [ ع ُ جی ی َ ] ( ع ص ) مؤنث عجی. ج، عُجایا، عَجایا. ( اقرب الموارد ). عُجْیَة... ( ع اِ ) پوست خشک شده که آن را پزند و خورند. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). یقال قوت فلان اکل العجی. ( اقرب الموارد ). || لغتی است در عجاوة. ( منتهی الارب ).

تحمیلی یعنی چه؟
تحمیلی یعنی چه؟
سرچر کردن یعنی چه؟
سرچر کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز