طاشی
در واژهنامههای کهن زبان فارسی، واژهی طاشیء به عنوان یک صفت فاعلی از ریشهی عربی طَشاء ثبت گردیده است. این واژه در دستور زبان عربی، بر وزن فاعل صرف شده و بیانگر حالت یا ویژگی خاصی در فرد است. از منظر معناشناسی، این اصطلاح به شخصی اطلاق میشود که به بیماری زکام مبتلا شده باشد. زکام، که در پزشکی امروز معادل سرماخوردگی شدید یا رینیت در نظر گرفته میشود، در متون طب سنتی به حالتی از التهاب مجاری تنفسی فوقانی همراه با آبریزش بینی اشاره دارد. بنابراین، طاشی توصیفی است برای بیمار مبتلا به این عارضه. کاربرد این واژه بیشتر در متون ادبی و تاریخی کهن و نیز در متون طب سنتی دیده میشود و در گویش و نوشتار معاصر فارسی، استفاده از آن بسیار نادر است. امروزه برای بیان این مفهوم، از واژههای رایجتری مانند سرماخورده یا مبتلا به زکام استفاده میگردد.
مترادفها
کاسه، تشت
لغت نامه دهخدا
طاشی ٔ. [ ش ِءْ ] ( ع ص ) اسم فاعل از ماده طشاء. مبتلا به زکام.
جمله سازی با طاشی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در خانههای قدیمی و سنتی ایران، از طاشیهای بزرگ مسی یا برنجی برای سرو غذاهای خاص در مهمانیهای خانوادگی و مراسمهای مذهبی استفاده میشد.
💡 هنرمندان صنایع دستی با حکاکی طرحهای اسلیمی و گلومرغ بر روی سطح طاشی، زیبایی دوچندانی به این ظروف کاربردی و تزئینی میبخشند.
💡 در نمایشهای تاریخی، استفاده از طاشیهای قدیمی و ابزارهای آشپزخانه سنتی، به بازسازی دقیق فضای زندگی مردم در قرنهای گذشته کمک شایانی میکند.