سردلی
مترادفها
سنگدل، بیرحم، بیاحساس
متضادها
شاد بودن، گرمدل بودن، خوشدل بودن
لغت نامه دهخدا
سردلی. [ س َ دِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان باغ ملک. دارای 340 تن سکنه است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).
سنگدل، بیرحم، بیاحساس
شاد بودن، گرمدل بودن، خوشدل بودن
سردلی. [ س َ دِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان باغ ملک. دارای 340 تن سکنه است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).