لغت نامه دهخدا
سخن گشادن. [ س ُ خ َ گ ُ دَ ] ( مص مرکب ) گفتگو کردن. سخن گفتن. بحث کردن: بخداوند خانه از بهر مرمت آن [ خانه ] سخن بگشاد. ( عبید زاکانی، منتخب لطایف چ برلن ص 169 ).
سخن گشادن. [ س ُ خ َ گ ُ دَ ] ( مص مرکب ) گفتگو کردن. سخن گفتن. بحث کردن: بخداوند خانه از بهر مرمت آن [ خانه ] سخن بگشاد. ( عبید زاکانی، منتخب لطایف چ برلن ص 169 ).
گفتگو کردن سخن گفتن بحث کردن