زمیخ تصویر معنی زمیخ لغت نامه دهخدا زمیخ. [ زُم ْ م َ ] ( اِخ ) روستایی به بیهق. ( از منتهی الارب ). رجوع به ماده قبل شود. فرهنگ فارسی روستایی به بیهق کلمات مرتبط جاغرگ کومخان مقرنذح مخبخب ذومخمر بیگن