زبان برکشیدن
مترادفها
سخن گفتن، حرف زدن، صحبت کردن
متضادها
سکوت کردن، زبان بستن
لغت نامه دهخدا
زبان برکشیدن. [ زَ ب َ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) عبارت از آن است که حیوان از شدت تشنگی یا گرمی زبان خود را از دهان بیرون می آورد. ( خلاصه بهارعجم ).
سخن گفتن، حرف زدن، صحبت کردن
سکوت کردن، زبان بستن
زبان برکشیدن. [ زَ ب َ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) عبارت از آن است که حیوان از شدت تشنگی یا گرمی زبان خود را از دهان بیرون می آورد. ( خلاصه بهارعجم ).