لغت نامه دهخدا
رجل القوس. [ رِ لُل ْ ق َ ] ( ع اِ مرکب ) گوشه ٔبرگشته زبرین کمان. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ).
رجل القوس. [ رِ لُل ْ ق َ ] ( ع اِ مرکب ) گوشه ٔبرگشته زبرین کمان. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ).
( اسم ) گوشه برگشته زبرین کمان.
گوش. برگشته زبرین کمان