ذومنصبه تصویر معنی ذومنصبه مترادفها صاحب مقام، صاحب منصب لغت نامه دهخدا ( ذومنصبة ) ذومنصبة. [ م َ ص ِ ب َ ] ( ع ص مرکب ) عیش ذومنصبة؛ زیست با رنج و کلفت. ( منتهی الارب ). عیش ناصب و کذلک ذومنصبة. فیه کد و جهد. ( تاج العروس ). کلمات مرتبط صلقم ذومعمع ذوالسهمه مصبصب ذو ضریر