لغت نامه دهخدا
دولابه. [ ب َ / ب ِ ] ( اِ مرکب ) دولاب و چرخ آب کشی. ( از آنندراج ) ( از برهان ) ( ناظم الاطباء ):
چو گردد ز دولابه نال سیر
رسن بسته درگردن آید به زیر.نظامی.|| گنجینه کوچک. ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ) ( از برهان ).
دولابه. [ ب َ / ب ِ ] ( اِ مرکب ) دولاب و چرخ آب کشی. ( از آنندراج ) ( از برهان ) ( ناظم الاطباء ):
چو گردد ز دولابه نال سیر
رسن بسته درگردن آید به زیر.نظامی.|| گنجینه کوچک. ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ) ( از برهان ).
= دولاب