داموده
مترادفها
چیده شده، گردآوری شده
متضادها
گشوده، رها، باز
لغت نامه دهخدا
داموده. [ دَ ] ( اِخ ) نام نهری در خطه بنگال هندوستان. و آن از جانب غربی خطه هزارباغ سرچشمه گیرد و پس از طی پانصدوشصت هزارگز در خلیج بنگال ریزد. ( قاموس الاعلام ترکی ).
چیده شده، گردآوری شده
گشوده، رها، باز
داموده. [ دَ ] ( اِخ ) نام نهری در خطه بنگال هندوستان. و آن از جانب غربی خطه هزارباغ سرچشمه گیرد و پس از طی پانصدوشصت هزارگز در خلیج بنگال ریزد. ( قاموس الاعلام ترکی ).