• لغت یاب
    لغت یاب
  • |
  • دیکشنری‌ها
    • ⬩ دیکشنری تخصصی
    • ⬩ دیکشنری انگلیسی به فارسی
    • ⬩ دیکشنری عربی به فارسی
    • ⬩ لغت نامه دهخدا
    • ⬩ فرهنگ معین
    • ⬩ فرهنگ عمید
    • ⬩ فرهنگ فارسی
    • ⬩ فرهنگ اسم ها
    • ⬩ فرهنگستان زبان و ادب
    • ⬩ دانشنامه عمومی
    • ⬩ دانشنامه آزاد فارسی
    • ⬩ دانشنامه اسلامی
    • ⬩ ویکی واژه
    • ⬩ دیکشنری کاربران
    • ⬩ تعبیر خواب
    • ⬩ درباره لغت یاب
  1. دیکشنری فارسی
  2. خیلدار

خیلدار

تصویر معنی خیلدار تصویر معنی خیلدار

لغت نامه دهخدا

خیلدار. [ خ َ / خ ِ ] ( نف مرکب ) سردسته. رئیس گروه. رئیس قسمتی از لشکر. دارنده خیل:
بیامد همانگاه دستور اوی
همان خیلداران و گنجور اوی.فردوسی.

کلمات مرتبط

  • سرایدار باشی
  • کارخانه دار
  • تمندار
  • اسپ دار
  • بزرگ و فرمانده گروه
گزارش محتوای نامناسب
پربازدیدترین کلمات انگلیسی

ترجمه chance-medley

ترجمه half-length

ترجمه open fire

ترجمه groin

ترجمه marketing research

ترجمه milk gravy

پربازدیدترین کلمات فارسی
گهر

معنی کلمه گهر

صلاح کار خویش، خسروان دانند

معنی کلمه صلاح کار خویش، خسروان دانند

جنده

معنی کلمه جنده

ابجد

معنی کلمه ابجد

میگ

معنی کلمه میگ

نیمروز

معنی کلمه نیمروز

پربازدیدترین کلمات عربی

ترجمه الإسکندري

ترجمه املرة

ترجمه شاربه

ترجمه املتواصل

ترجمه ترتيب

ترجمه طلقکن

فال و استخاره

فال و استخاره

  • فال روزانه
  • استخاره با قرآن
فال کارت

فال کارت

  • اوراکل
  • ماهجونگ 3 کارتی
فال عشق

فال عشق

  • سنجش عشق
  • رابطه عشق
فال تاروت

فال تاروت

  • تاروت عشق
  • تاروت نوع دوم
تلگرام | لینکدین | روبیکا | ایتا
برای دسترسی سریع و آسان می‌توانید لغت یاب را نصب کنید
برای نصب لغت یاب در ios لطفا آیکون را زده و گزینه Add to Home Screen را انتخاب کنید.
مایل به دریافت اعلان فال ویدیویی روزانه هستید؟