خیسیدگی
مترادفها
تر، نمناکی، خیسی، مرطوب بودن
متضادها
خشکی
لغت نامه دهخدا
خیسیدگی. [ دَ / دِ ] ( حامص ) حالت خیس خورده. ترشدگی. || عمل و حالت خیسیدن. ( یادداشت مؤلف ).
جمله سازی با خیسیدگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 میزان خیسیدگی پارچههای بافته شده با الیاف طبیعی پس از بارش مداوم باران در این منطقه بسیار بالا رفت و باعث آسیب جدی به بافت آنها شد.
💡 متخصصان برای جلوگیری از آسیب به زیرساختهای برقی، میزان خیسیدگی و رطوبت محیط را در هنگام وقوع طوفانهای بسیار شدید به دقت زیر نظر میگیرند.
💡 خیسیدگی بیش از حد کف زمین در سالن ورزشی میتواند منجر به لغزش ناگهانی ورزشکاران و ایجاد حوادث ناگوار و آسیبهای جسمی بسیار جدی شود.