لغت نامه دهخدا
خفات. [ خ ُ ] ( ع مص ) ناگاه مردن. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ) ( از تاج المصادر بیهقی ). || خشک گردیدن گیاه. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ). منه: خفت الرزع و نحوه؛ خشک گردید آن گیاه.
خفات. [ خ ُ ] ( ع مص ) ناگاه مردن. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ) ( از تاج المصادر بیهقی ). || خشک گردیدن گیاه. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ). منه: خفت الرزع و نحوه؛ خشک گردید آن گیاه.
ناگاه مردن یا خشک گردیدن گیاه