خرکام

لغت نامه دهخدا

خرکام. [ خ َ ] ( اِخ ) نام یکی از دههاهزار جریب مازندرانست. ( از سفرنامه مازندران و استرآباد رابینو بخش انگلیسی ): و از جوانب دیلمان و اشکور وطارم و خرکام کوتوالان می آمدند. ( جهانگشای جوینی ).