خرنوق
مترادفها
طاق، گنبد، آرک
لغت نامه دهخدا
خرنوق. [ خ َ ] ( اِ ) حرف ابیض. نوعی از رستنی است. ( یادداشت بخط مؤلف ). رجوع به حُرْف ابیض شود.
طاق، گنبد، آرک
خرنوق. [ خ َ ] ( اِ ) حرف ابیض. نوعی از رستنی است. ( یادداشت بخط مؤلف ). رجوع به حُرْف ابیض شود.