لغت نامه دهخدا
حطل. [ح ِ ] ( ع اِ ) ذئب. گرگ. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). ج، احطال. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ).
حطل. [ح ِ ] ( ع اِ ) ذئب. گرگ. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). ج، احطال. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ).
گرگ