لغت نامه دهخدا
حسین قلیخانی. [ ح ُ س َ ق ُ ] ( ص نسبی ) منسوب به حسین قلیخان. || ( حامص ) کنایت از هرج و مرج و فوضی است. گویند بدان دلیل که در روزگار حسین قلیخان ابوغداره امور فوضی بوده است چنین شهرتی بوجود آمده است.
حسین قلیخانی. [ ح ُ س َ ق ُ ] ( ص نسبی ) منسوب به حسین قلیخان. || ( حامص ) کنایت از هرج و مرج و فوضی است. گویند بدان دلیل که در روزگار حسین قلیخان ابوغداره امور فوضی بوده است چنین شهرتی بوجود آمده است.
(حُ س قُ ) (ص نسب. ) (عا. ) کنایه از: هرج و مرج.
( صفت ) هرج و مرج