حسنون
لغت نامه دهخدا
حسنون. [ ح َ / ح ُ ] ( اِخ ) ابن صیقل مصری. محدث است.
حسنون. [ح َ / ح ُ ] ( اِخ ) المقری البناء التمار. محدث است.
فرهنگ فارسی
المقری البنائ التمار محدث است
جمله سازی با حسنون
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 روستای حسنون یکی از مناطق بسیار زیبا و بکر است که گردشگران بسیاری را برای تماشای مناظر طبیعی و آرامشبخش خود به این منطقه جذب میکند.
💡 ساکنان منطقه حسنون با حفظ سنتهای قدیمی و آداب و رسوم خود، باعث شدهاند که فرهنگ اصیل این منطقه برای نسلهای آینده به خوبی حفظ شود.
💡 برای رسیدن به دهکده کوچک حسنون، باید از مسیرهای کوهستانی و جادههای پرپیچوخم عبور کرد که البته این مسیرها مناظر بسیار زیبایی دارند.