حارق
واژهی حارق در زبان فارسی از ریشهی عربی «حَرَقَ» به معنای سوزاندن یا آتش زدن گرفته شده است. در لغتنامه دهخدا این واژه بهعنوان نعت فاعلی از «حرق» معرفی شده است که به معنای «سوزان» یا «آتشزای» میباشد. این کاربرد در زبان فارسی برای توصیف ویژگی چیزی که باعث سوختن یا شعلهور شدن میشود، بهکار میرود. در متون عربی و فارسی، «حارق» ممکن است به آتشزننده یا آتشافروز نیز اطلاق شود. در برخی منابع، این واژه به معنای دندان دَدَه (نوعی دندان در جانوران) نیز آمده است. بهطور کلی، «حارق» واژهای است که در زبان فارسی برای توصیف ویژگیهای مرتبط با آتش یا سوزاندن بهکار میرود و در متون مختلف با توجه به سیاق، معانی متفاوتی دارد.
مترادفها
سوزان، مشتعل، آتشین
متضادها
سرد، خاموشکننده
لغت نامه دهخدا
حارق. [ رِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از حرق، سوزان. || دندان دَدَه. ( آنندراج ).
جمله سازی با حارق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در آزمایشگاههای شیمی، استفاده از مواد حارق و اسیدهای بسیار قوی نیازمند رعایت دقیق نکات ایمنی و استفاده از تجهیزات محافظتی مانند دستکش و عینک است.
💡 پزشکان ممکن است برای درمان برخی از زخمهای خاص، از داروهای حارق ملایم استفاده کنند تا بافتهای آسیبدیده را پاکسازی کرده و روند بهبودی را تسریع کنند.
💡 این ماده شیمیایی به دلیل خاصیت حارق بسیار بالا، میتواند در تماس با پوست یا چشمها آسیبهای جبرانناپذیری ایجاد کند و بسیار خطرناک باشد.