لغت نامه دهخدا
تنبلیت. [ تَم ْ ب َ ] ( اِ ) بار اندک بود که بر زبر بار بزرگ ببندند و آن راتملیت نیز خوانند. ( فرهنگ جهانگیری ). همان تملیت است. ( شرفنامه منیری ). || در بعضی فرهنگها تنگ بار مرقوم است. ( فرهنگ جهانگیری ). همان تملیت است بهر دو معنی. ( فرهنگ رشیدی ). رجوع به تملیت شود.