تفقیح
مترادفها
بررسی دقیق، تحقیق، بازبینی
لغت نامه دهخدا
تفقیح. [ ت َ ] ( ع مص ) چشم باز کردن سگ بچه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).و فی الحدیث: «فقحنا و صأصأتم »؛ ای فتحنا عیوننا و انتم حرکتم عیونکم بدون ان تفتحوها و مراده انا ابصرنا الحق و لما تبصروه. || باز شدن گل. || باز شدن برگ درخت. ( از اقرب الموارد ).
جمله سازی با تفقیح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کارشناسان حقوقی پس از انجام مراحل دقیق تفقیح و بررسی تمامی مدارک و شواهد موجود، توانستند حقیقت ماجرا را به درستی در دادگاه تبیین کنند.
💡 در فرآیند تدوین قوانین جدید، نیاز به تفقیح دقیق مفاهیم و واژگان بسیار احساس میشود تا از هرگونه ابهام در تفسیر متون قانونی جلوگیری شود.
💡 پژوهشگران مذهبی با بهرهگیری از روشهای علمی و تاریخی، به تفقیح ریشههای معنایی متون کهن پرداختهاند تا از صحت برداشتهای خود اطمینان یابند.