تظلمگاه
مترادفها
دادگاه، مرجع رسیدگی به شکایات
لغت نامه دهخدا
تظلمگاه. [ ت َ ظَل ْ ل ُ ] ( اِ مرکب ) جایی که در آن دادخواهی کنند. محل تظلم و دادخواهی:
زو مظالم توز و ظالم سوزتر، شاهی نبود
تا تظلمگاه این میدان اغبر ساختند.خاقانی ( دیوان چ سجادی ص 114 ).وز پی آنکه در تظلمگاه
این تظلم نیاورم بر شاه.نظامی.و رجوع به تظلم و دیگر ترکیبهای آن شود.
جمله سازی با تظلمگاه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او پس از اینکه حقش در دادگاه نخستین ضایع شد، تصمیم گرفت برای درخواست تجدیدنظر و شکایت از بیعدالتی، به تظلمگاه مربوطه در مرکز شهر مراجعه کند.
💡 در متون حقوقی قدیمی، تظلمگاه مکانی بود که مردم برای بیان شکایتهای خود از مقامات یا دریافت پاسخ به دادخواهیهایشان به آنجا مراجعه میکردند.
💡 برای رسیدگی به پروندههای پیچیده و رفع مظالم وارده بر حقوق شهروندان، سیستم قضایی باید مسیرهای مشخصی را در تظلمگاهها برای رسیدگی سریع فراهم کند.