بسماط

لغت نامه دهخدا

بسماط. [ ] ( معرب، اِ ) خبز رومی. کمک بقسمات. ( یادداشت مؤلف ). بسکمات. بسکماج. نان سوخاری. بیسکویت. متداول امروز عراق باسماق، مأخوذ از ترکی.

داس یعنی چه؟
داس یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز