برغز

واژه «برغز» در منابع قدیم عربی و فارسی چند معنای مختلف دارد. نخستین معنا بچه گاو وحشی است یا بچه گاو که با مادر خود باشد. گاه نیز به «بچه گاو دشتی» اطلاق می‌شود. شکل‌های رایج آن برغز، برغوز و برغاز است که در نسخه‌های گوناگون به چشم می‌خورد. از سوی دیگر، واژه گاه به معنی مرد بدخلق به کار رفته است. همچنین در یادداشت‌های قاضی صاعد اندلسی، «برغز» به معنای بلغار آورده شده و به بلغار ارجاع می‌شود. بنابراین در بافت لغوی این واژه می‌تواند هم به دامداری، هم به خلق و خو، و هم به قومیت یا گروهی خاص اشاره کند. برای تشخیص دقیق باید به متن و نسخه تاریخی مراجعه کرد و با دقت به بافت نگاه کرد. به این ترتیب، معنای کلمه «برغز» بسته به متن می‌تواند به بچه گاو، یا مرد باخلق بد، یا بلغار تعبیر شود.

لغت نامه دهخدا

برغز. [ ب َ غ َ ] ( ع اِ ) بچه گاو وحشی یا وقتی که با مادر خود برفتار آید. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || بچه گاو دشتی. ( مهذب الاسماء ). بُرغز. برغوز. برغاز. ( منتهی الارب ).
برغز. [ ب ُ غ ُ ] ( ع اِ ) رجوع به بَرغز شود. || ( ص ) مرد بدخلق. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). یا این تصحیف بزغر است بتقدیم زاء معجمه بر راه مهمله. ( منتهی الارب ).
برغز. [ ب ُ غ َ ] ( اِخ ) بلغار در اصطلاح قاضی صاعد اندلسی. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به بلغار شود.