باشادور تصویر معنی باشادور لغت نامه دهخدا باشادور. ( ص ) سفیر. فرستاده. رجوع به دزی ج 1 ص 49 شود. فرهنگ فارسی سفیر و فرستاده کلمات مرتبط دبیداریا بسناج بسلا دیاخیلون اباجیر تایان بهادر بلالیر گزارش محتوای نامناسب