لغت نامه دهخدا
( آهوری ) آهوری. ( اِ ) تخم ترتیزک سفید. خردل. و فرهنگها بیت ذیل را شاهد می آورند:
وقت برجستن چو آهوئیست تند
گاه بررفتن چو آهوریست تیز.شهاب طلحه.
( آهوری ) آهوری. ( اِ ) تخم ترتیزک سفید. خردل. و فرهنگها بیت ذیل را شاهد می آورند:
وقت برجستن چو آهوئیست تند
گاه بررفتن چو آهوریست تیز.شهاب طلحه.
( آهوری ) = خردل