انعفار

لغت نامه دهخدا

انعفار. [ اِ ع ِ] ( ع مص ) خا»آلوده شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء )( تاج المصادر بیهقی ) ( مصادر زوزنی ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || بر خاک غلتیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || بر زمین زده شدن. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

خاک آلود شدن. یا بر خاک غلتیدن. یا بر زمین زده شدن.

روضه یعنی چه؟
روضه یعنی چه؟
خدمتکار یعنی چه؟
خدمتکار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز