انحداد
مترادفها
شیب، نزول، افت، مایل شدن
متضادها
صعود، بالا رفتن، همواری
لغت نامه دهخدا
انحداد. [ اِ ح ِ ] ( ع مص ) تیز گردیدن. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
تیز گردیدن
شیب، نزول، افت، مایل شدن
صعود، بالا رفتن، همواری
انحداد. [ اِ ح ِ ] ( ع مص ) تیز گردیدن. ( ناظم الاطباء ).
تیز گردیدن