اعلیلاء
مترادفها
عالیترین، بلندمرتبهترین
متضادها
پست، پایین
لغت نامه دهخدا
اعلیلاء. [ اِ] ( ع مص ) بلند برآمدن. || بلندقدر شدن. ( منتهی الارب ). || برآمدن بر چیزی: اعلولاه اعلیلاءً؛ صعده. ( از اقرب الموارد ). برآمدن بر آن: اعلولاه؛ برآمد آن را. ( از ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ).