ارتعاشگر
مترادفها
لرزاننده، نوسانساز
فرهنگستان زبان و ادب
{vibrator} [فیزیک] هر وسیله که مولد نوسان های مکانیکی باشد
ویکی واژه
هر وسیله که مولد نوسانهای مکانیکی باشد.
جمله سازی با ارتعاشگر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مهندسان الکترونیک برای تنظیم دقیق فرکانسهای سیگنالهای رادیویی، از یک ارتعاشگر با دقت بسیار بالا در طراحی مدارهای پیشرفته خود استفاده میکنند.
💡 در سیستمهای مخابراتی مدرن، وجود یک ارتعاشگر پایدار برای انتقال دادهها بدون خطا و با سرعت بسیار زیاد در شبکههای دیجیتال بسیار حیاتی است.
💡 ارتعاشگرهای کریستالی نقش بسیار مهمی در ساعتهای دیجیتال ایفا میکنند تا زمان را با دقت میلیثانیه و بدون انحراف در دستگاهها نمایش دهند.