لغت نامه دهخدا
میناساز. ( نف مرکب ) میناسازنده. آنکه نقره و طلا رامینا میکند. ( ناظم الاطباء ). آنکه میناکاری میکند. ( فرهنگ فارسی معین ). میناکار. رجوع به میناکار شود.
میناساز. ( نف مرکب ) میناسازنده. آنکه نقره و طلا رامینا میکند. ( ناظم الاطباء ). آنکه میناکاری میکند. ( فرهنگ فارسی معین ). میناکار. رجوع به میناکار شود.
💡 برای این منظور، ابتدا هنرمند میناساز، طرح موردنظر خود که معمولاً برگرفته از نقوش اسلیمی و ختایی، گل و مرغ، شکارگاه و صورتسازی است را روی کاغذ آورده و سپس کاغذ را «سوزنکاری» یا «سمبادهکاری» میکنند؛ به این صورت که خطوط طرح را نزدیک به هم سوراخ سوراخ میکنند. سپس با خاکستر یا دوده طرح را روی قطعه لعابی پیاده میکنند.
💡 صنیع همایون نوه آقا نجف اصفهانی و فرزندآقا محمد کاظم، از قلمدان نگاران مشهور اواخر دوره قاجار است. از وی آثار گرانبهایی به یادگار ماندهاست. استادشکرالله صنیع زاده نقاش و میناساز مشهور معاصر نوه صنیع همایون است.
💡 رنگهای مورد استفاده برای نقاشی روی زمینه مینا به رنگهای نسوز معروف است و عمدتاً از پودر اکسید فلزات تشکیل شدهاست. در قدیم، استادکاران میناساز، خود این رنگها را تهیه میکردند ولی امروزه از پودرهای رنگ آماده وارداتی استفاده میشود.