بنی ذوالنون. [ ب َ ذُن ْ نو ] ( اِخ ) رجوع به بنی ذی النون شود. از ملوک الطوایف اندلس که از سال 472 تا 478 هَ. ق. در طلیطله حکومت کردند. اولین آنها اسماعیل بن عبدالرحمان بن ذی النون الظافر و آخرین آنها یحیی بن اسماعیل بن المأمون ملقب به القادر است. ( از طبقات السلاطین صص 21 - 22 ) و رجوع به نفح الطیب ج 1 ص 77 و فرهنگ فارسی معین شود.
سلسله ای از امرای طلیطله که از ۴۲۷ ه. ق. تا ۴۷۸ ه. ق. حکومت کردند: ۱ - نخستین کسی که از این خاندان اسماعیل ظافر بن عبد الرحمن بن عامر بن مطرف بن ذوالنون است ( ۲. ) ۴۲۹ - ۴۲۷ - پسر او یحیی مامون ( ۳. ) ۴۶۷ - ۴۲۹ - نواده اسماعیل ظاهر یحیی قادر بن اسماعیل بن یحیی ( ۴۷۸ - ۴۶۷ ). این سلسله را آلفونس ششم ( ادفونش سادس ) پادشاه لیون منقرض کرد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سپس گفت: ذوالنون ! برخى از قلوب استغفار مى كنند پيش از آنكه گناه و عصيانى بجاآورند.
💡 یک سال دیگر هیچ نگفت و یوسف هم در آن گوشه مقیم شد. چون یک سال دیگر بگذشت ذوالنون گفت: این جوان به چه کار آمده است؟ گفت: به زیارت شما.
💡 ذوالنون ميگويد: چون اين حلال را ديدم، بعجله تمام لنگى به خود بسته و وارد آب شدم، و از پشت سر قورباغه حركت ميكردم، تا اينكه از آب خارج شديم.
💡 ذوالنون گفت: اذا اطلع الخبير على الضمير فلم يرفى الضمير الا الخبير هنگامى كهخداى آگاه و بينا ظهور و تسلط پيدا كند بر قلب و ديده نشود در آن مگر او.
💡 ذوالنون مصرى، يك زن غير مسلمان را ديد كه درفصل زمستان مقدارى گندم به دست گرفته و براى پرندگان بيابان برد و جلو آنهاريخت.
💡 ذوالنون مصرى (از عرفاى مشهور صوبان بن ابراهيم متوفى در سنه 246) گفت: درباديه عاشقى را ديدم با يك پاى سر در بيابان نهاده بود و خوش ميرفت.